چرا باید به قبرستان ها سربزنیم؟ احتمالا این سوالی است که شما از خود می پرسید اما اصل مطلب ما ربطی به قبرستان و مردگان ندارد.

میدانم که شما حد اقل یکبار داستانی از موفقیت افرادی که از صفر شروع کردند و یا افرادی که فقیر بودند و با تلاش توانستند ثروتمند شوند شنیده یا خوانده اید. احتمالا شما داستان زندگی نویسنده ای را خوانده اید که توانست از فقر به شهرت و افتخار برسد، اما تا حالا داستان دیگران را چطور؟

بیایید حساب کنیم: در کل دنیا 100 نویسنده برتر و دوستداشتنی وجود دارند. قطعا 10000 نویسنده دیگر نیز هستند که کتاب چاپ کردند اما شهرت آنچنینی ندارند. حال اگر یک میلیون نویسنده نیز باشند که کتاب نوشتند و چاپ کردند اما خریدار نداشتند، امکان دارد ده میلیون نویسنده نیز باشند که کتاب نوشتند اما هیچ چاپخانه ای چاپ را بر عهده نگرفت. و به احتمال زیاد ده ها میلیون نفر دیگر نیز هستند که فقط داستان انگیزشی خواندند و در امید نوشتن یک کتاب خوب، سر را بر بالش گذاشتند و دیگر برنخواستند.

همیشه به فکر موفقیت نباشید. به جای اینکه همیشه در آستانه آسمان در حال دیدن افراد مشهور باشید، کمی هم به کنج قبرستان بنگرید افراد شکست خورده را ببینید. ببینید مشکل آنها چه بوده است؟ چرا باید در قبرستان افراد به خاک سپرده شوند؟ 

جمله برتر "قبرستان پر از انسان هایی است که فکر میکردند چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد"

همیشه تقلید کردن مهم نیست، کتاب انگیزشی خواندن و فیلم انگیزشی دیدن مهم نیست، گاهی درس گرفتن از تجربیات دیگران مهم تر است. آنهایی که سوختند و ساختند، تلاش کردند و عرق ریختن اما غافل از اینکه در مسیر اشتباه هستند.

 

کتاب هنر شفاف اندیشیدن/بخش 1/صفحه 17

ترجمه عادل فردوسی پور